سلامتی
من نمی توانم در استانی که تحت رهبری دولتی ضد علم است به عنوان پرستار کار کنم

من نمی توانم در استانی که تحت رهبری دولتی ضد علم است به عنوان پرستار کار کنم

این قطعه اول شخص توسط ملیسا فولر، یک مادر و پرستار ثبت شده در روستایی ساسکاچوان است. لطفاً برای اطلاعات بیشتر در مورد داستان های اول شخص CBC سوالات متداول را ببینید.

احساس تنهایی می کنم.

و این تنها به دلیل انزوای فیزیکی برای جلوگیری از COVID-19 نیست. از آنجایی که جامعه فقدان محدودیت‌های دولتی را پذیرفته است، من احساس می‌کنم که در اینجا به عنوان یک پرستار ثبت‌نام شده، مادری برای فرزندی که برای واکسینه شدن بسیار کوچک است و زنی که از سرطان بهبود می‌یابد، ارزشی قائل نیستم.

من و شوهرم خانه‌مان را برای فروش فهرست کرده‌ایم و آماده‌ایم ساسکاچوان را ترک کنیم.

در سال 2016، من به عنوان یک پرستار ثبت نام شده در روستایی ساسکاچوان شغلی پیدا کردم و شش سال پیش با انتظارات زیادی از تورنتو به اینجا نقل مکان کردیم.

ما با نوع دیگری از زندگی جذب شده بودیم که هنگام ملاقات با برخی از دوستان شاهد آن بودیم. چیزها هزینه کمتری داشتند، آلودگی کمتری داشتند، و اگرچه همه از هم دورتر زندگی می کردند، اما به نظر می رسید که به هم نزدیکتر هستند. پیدا کردن مکانی که با وجود اینکه به طرز شگفت انگیزی توسط زمین و آسمان کوتوله شده بودید، بتوانید از نظر شخصی احساس اهمیت کنید.

در سال 2019، چندین سال پس از نقل مکان، تشخیص داده شد که به سرطان دهانه رحم مبتلا هستم.

من تحت یک عمل موفقیت آمیز قرار گرفتم اما با ادم لنفاوی باقی ماندم، وضعیتی که قابل مدیریت است اما بدتر می شود. روزهایی در محل کار وجود داشت که ساق پایم دو برابر می شد و تحمل آن سخت می شد. من گاهی دو بار در هفته قرار ملاقات داشتم که شامل سه تا چهار ساعت رانندگی بود. سفر مداوم، مصیبت جدید خودش بود که زندگی را سخت می کرد.

مقابله با سرطان قبلاً منزوی بود، به خصوص دور بودن از خانواده ام. سپس همه‌گیری شروع شد و ما به شدت آسیب‌پذیر بودیم. سابقه آسم پسرم همراه با بیماری مزمن من ما را بر آن داشت تا همه اقدامات بهداشت عمومی و سپس برخی اقدامات را انجام دهیم.

من به سر کار برگشته بودم، اما متوجه شدم که پرستاری کنار بالین با شرایط ناتوان کننده ام طاقت فرسا است. در حالی که با مه‌ای از درد، خستگی و ساعت‌ها درمان‌های روزانه فقط برای کار در سیستم مراقبت‌های بهداشتی مبارزه می‌کردم، از اینکه چگونه آن سیستم مراقبت‌های بهداشتی فراتر از حد خود کشیده می‌شد، ناامید می‌شدم.

ملیسا فولر و همسرش دنیل ریمنت شش سال پیش از تورنتو به پریری نقل مکان کردند. (مت هاوارد/سی بی سی)

در طول موج دلتا، برای من روشن شد که دولت ساسکاچوان به کاری که من و همکارانم در طول همه گیری انجام داده بودیم احترام نمی گذارد.

در هر مرحله، به نظر می رسید که آنها با وجود افزایش تعداد بستری شدن در بیمارستان، شدت مشکل را کم اهمیت جلوه می دادند. کارشناسان التماس می کردند که شنیده شوند و نادیده گرفته شدند. درمان ها و درمان ها لغو و به تعویق افتاد.

نامه حمایتی نخست وزیر اسکات مو از “تظاهرات کامیونداران” در اواخر ژانویه برای من توهین آمیز بود. من هرگز نشنیده ام که او در مورد کارکنان مراقبت های بهداشتی آنچنان عصبانی شود. او همچنین ادعای نادرستی کرد که واکسیناسیون انتقال را کاهش نمی دهد و متعهد شد که الزامات اثبات واکسیناسیون را حذف کند.

من به طور فزاینده ای از ناتوانی رهبران استانی خود ناامید شدم. می‌توانستم ببینم که تصمیم‌های قوی و جدایی آنها از علم بر افراد واقعی تأثیر می‌گذارد.

من خودم بیمار هستم و نیازهای اساسی به مراقبت های بهداشتی دارم. من منتظر یک عمل جراحی برای وضعیتم هستم که روش زندگی من را تا پایان عمر تغییر دهد. می‌توانستم بین درد خود و سایر بیمارانی که نیازهایشان به مراتب بیشتر بود، هماهنگی احساس کنم. جایی که قبلاً از مصائب خود رنج می بردیم، اکنون نیز از احساس رها شدن رو به رشد رنج می بردیم.

من عاشق پرستاری هستم زیرا می توانم با مردم ارتباط برقرار کنم و به آنها کمک کنم تا در میان بی عدالتی عظیمی که بیماری به ارمغان می آورد، حیثیت خود را بازیابند. من می‌توانم از مهارت‌هایم برای تسکین رنج آنها استفاده کنم، و توجهم را به آنها نشان دهم که آنها چیزی بیش از یک بدن برای پمپاژ داروها و نمونه برداری از آنها هستند.

بسیاری از مردم تا زمانی که زمان ضعفشان فرا نرسد متوجه بیماری و بستری شدن در بیمارستان نمی شوند. وقتی شاهد سیاست مراقبت بهداشتی هستم که ناراحتی‌های کوچک را بر رنج واقعی و اساسی اولویت می‌دهد، احساس تضعیف و ناامیدی می‌کنم. من عاشق پرستاری هستم و از این متنفرم که درخواست های حرفه ام در طول این همه گیری نادیده گرفته شده است.

و حالا احساس می کنم اینجا جایم نیست.

هر حرکتی یک ریسک است. من و خانواده ام امکانات رفاهی و گیج کننده املاک و مستغلات را با نوع دیگری از زندگی در ساسکاچوان معامله کردیم. اکنون ما احساس می‌کنیم که توسط دولتی طرد شده‌ایم که به نظر می‌رسد چشم‌اندازش از مراقبت‌های بهداشتی در جهت گرفتن سبک شکست‌هایی است که در آمریکا دیده‌ایم.

آینده بدون شک بحران های زیادی را برای ساسکاچوان به همراه خواهد داشت. من کاملاً معتقدم که مواجهه با آنها با دولتی ضد علم، متخصصان مورد نیاز برای حل آنها را از خود دور می کند.


علاقه مند به نوشتن برای ما؟ ما طرح‌هایی را برای قطعه‌های Opinion و First Person از ساکنان ساسکاچوان می‌پذیریم که می‌خواهند افکار خود را در مورد اخبار روز، مسائلی که جامعه خود را تحت تأثیر قرار می‌دهند یا داستان شخصی قانع‌کننده‌ای برای اشتراک‌گذاری دارند، به اشتراک بگذارند. نیازی نیست که یک نویسنده حرفه ای باشید!

در مورد آنچه ما به دنبال آن هستیم بیشتر بخوانید، سپس ایمیل کنید [email protected] با ایده شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *